محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
296
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير ( قدّر ما خلق فأحكم تقديره ) خداوند ، آفريدهها را بر وضعيتى معين و به بهترين و كاملترين وجه آفريده است : « آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است . » « 1 » در روايتى آمده است كه از امام رضا عليه السّلام پرسيدند : معناى « قدر » چيست ؟ امام عليه السّلام فرمود : « تقدير هر چيزى به معناى در نظر گرفتن طول و عرض آن است . » از امام عليه السّلام دوباره پرسيدند : « قضا » به چه معنى است ؟ امام عليه السّلام فرمود : « به معناى اراده غير بازگشت خداوند است كه اگر چيزى را بخواهد ، درجا مىشود . » « 2 » ( و دبّره فألطف تدبيره ) « تدبير » به معناى حسن تصادف است و لطف خداوند ، بالاترين مرتبه آن است ؛ هر چيزى از كوچك و بزرگ ، مشمول عنايت و لطف خداوند و حسن تدبير او است و بر مبناى قانونى ثابت ، به سوى هدفى مشخص و حكيمانه در حركت است . بنابراين ، هر چيزى از جزئى و كلى به خداوند سبحان نيازمند است ؛ همانگونه كه در اصل وجود نيز به او نيازمند بوده است . ( و وجّهه لوجهته فلم يتعدّ حدود منزلته و لم يقصر دون الانتهاء إلى غايته و لم يستصعب إذ امر بالمضيّ على إرادته و كيف و إنّما صدرت الامور عن مشيّته ) هر چيزى در برابر مشيّت و اراده خداوند ، خاضع و فروتن است و همه پديدهها بر مبناى نظمى مشخص و به سوى غايتى معين حركت مىكنند . نمونه روشن اين امر در نظام سيّارات ديده مىشود كه فاصلههايى كاملا مشخص با يكديگر دارند و مقدار نور و گرما و فشار هر يك كاملا معين است . . . و پديدههاى زنده بر پايه نقشه مشخصى از حالتى به
--> ( 1 ) . فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ مؤمنون / 23 : 14 . ( 2 ) . « إذا قضى أمضاه فذلك الّذى لا مردّ له » الكافى : 1 / 150 ، ح 1 ؛ بحارالأنوار : 5 / 122 ، ح 68 .